تبليغاتX
هو مددی حق مددی
 

وگفت :
در معرفت اگر سخن خواهی گفت هفتصد باب است
هر بابی هفتصد شاخ هر شاخی جداگانه راه به حق بود
و هیچ شاخی با دیگری نماند.

 

+ نوشته شده توسط سامادی |
 

وگفت:
تا دل پاک نبود حق در آن فرو نیاید و حکمت فرو نیاید و دوستی ِ حق فرو نیاید
و ترس ِ حق و سلطنت حق در آن دل فرو نیاید و تا زبان و دل پاک نبود ستایش حق را نشاید
وطاعتی که به اخلاص نبود حق را نشاید و تا مال حلال نبود خزینه حق را نشاید .

 

 

+ نوشته شده توسط سامادی |
 

وگفت:
حق می گوید یا مرا بدانید بسزای من یا نام من برید بسزای من و این خود تواند کرد.
ولکن ای جوانمردان هر چه باشد که گو باش.
چه بود اگر تنی و جانی و دلی نبود چنان پندارند که از زبر آسمان نیست
و از زیر زمین نیست.

 

 

+ نوشته شده توسط سامادی |
 

وگفت:
ای جوانمردان او گوشه مرقع و سجاده نتواند دید .
هر کجا که مرقع و سجاده بیند در پس آن ایستد گوید:
این دعوی که کرده ای درست بکن.

 

 

+ نوشته شده توسط سامادی |
 

وگفت:
تا دل پاک نبود حق در آن فرو نیاید و حکمت فرو نیاید و دوستی ِ حق فرو نیاید
و ترس ِ حق و سلطنت حق در آن دل فرو نیاید و تا زبان و دل پاک نبود ستایش
حق را نشاید و طاعتی که به اخلاص نبود حق را نشاید و تا مال حلال نبود
خزینه حق را نشاید.

 

 

+ نوشته شده توسط سامادی |
 

وگفت:
کار  ِ مرد که بالا گیرد به پاکی گیرد نه به بسیاری.

 

 

+ نوشته شده توسط سامادی |
 

وگفت:
هر که عاشق شد خدای را یافت
و هر که خدای را یافت خود را فراموش کرد.

 

+ نوشته شده توسط سامادی |