تبليغاتX
هو مددی حق مددی
 

ما اینجاییم و خدا آنجا و بین ما آتش است.
آتش نمی گذارد دستمان به خدا برسد
ما اینجاییم و خدا آنجا و بین ما دریاست.
دریا نمی گذارد دستمان به خدا برسد.
گاهی اما برای رسیدن به او، نه طاعت به کار می آید و نه عبادت.
نه ذکر و نه دعا.
نه التماس و نه استغفار.
تنها بی باکی است که به کار می آید.
بی باکی عبور از آب و بی باکی گذشتن از آتش.
گذشتن از آتش اما نه به امید آنکه آتش گلستان شود و تو ابراهیم.
گذشتن از دریا اما نه به امید آنکه دریا شکافته شود و تو موسی
آتش را به امید سوختن گذشتن و دریا را به امید غرق شدن.


 

+ نوشته شده توسط سامادی |
 

 

نقلست ؛
که چون وفات شیخ نزدیک رسید گفت
کاشکی دل پر خونم بشکافتندی و به خلق نمودندی تا بدانندی
که با این خدای بت پرستی نخواهد آمدن .
پس گفت سی گز خاکم را فروتر برید ،
روا نبود و ادب نباشد که خاک من بالای خاک بایزید بود و آنگاه وفات کرد .

 

 

+ نوشته شده توسط سامادی |
 

 

پرسیدند که:
گریه مردان بر چه باشد، بر وصال؟
گفت:
چون دل گریان شود آب چشم خون شود،
و چون چشم ببیند بول خون شود،
و چون گوش بشنود استخوان گدازد،
و چون وقت بر آید فنا پدید آید.

 

 

+ نوشته شده توسط سامادی |
 

 

گفت غایت مردان سه است:
اول آنکه خود را دانی که خدای ترا داند، و چنین کس کم بینم.
دوم آنکه تو باشی و وی باشد،
و سیوم آنکه همه او باشد و تو نباشی.
اگر همه جهان نواله کنی و به دهان مومنی نهی حق نگزارده باشی،
و اگر از مشرق تا مغرب روی تا دوستی را زیارت کنی
بهر خدا بسی نرفته باشی.

 

 

+ نوشته شده توسط سامادی |